غزل شمارهٔ ۳۷ فیض کاشانی
فیض کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
بررهگذر نفحهٔ یار است دل ما
خرّم تر از ایام بهار است دل ما
از غیب رسد قافلهٔ تازه بتازه
آن قافله را راهگذار است دل ما
روشنتر از آئینه و آب و مه و مهر است
پاکیزه ز زنگار و غبار است دل ما
خالی نبود یکنفس از حور سرشتی
پیوسته نگارش بکنار است دل ما
هر دم رود از جا بهوای سر زلفی
آشفته تر از طرّه یارست دل ما
یک لحظه فرارش نبود لیک همیشه
در شیوه رندی بقرار است دل ما
هم صومعه هم میکده هم مسجد و هم دیر
یک معنی و بنموده هزار است دل ما
غافل منگر منبع فیض است دل فیض
گستاخ مبین مسند یار است دل ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عمیق و عاشقانه شاعر نسبت به معشوق و دل او میپردازد. دل شاعر به عنوان منبع احساسات و عشق توصیف شده و به زیبایی و پاکی آن اشاره میشود. همچنین دل شاعر از شور و شوقی سرشار است که از زنگارها و غبارها پاک است. دل او همیشه در حال گذر و تغییر است و همواره در جستجوی معشوق و زیبایی است. شاعر به وجود عشق و پیوند معنوی در همهجا، از جمله در مکانهای نزدیک به خدا مانند صومعه و مسجد اشاره میکند و در نهایت، بر اهمیت دل و عشق به معشوق تأکید میکند.