غزل شمارهٔ ۳۴ فیض کاشانی
فیض کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
دارد شرف بر انجم و افلاک خاک ما
آئینهٔ خدای نما جان پاک ما
تاامر و خلق جمله شود دوست دست صنع
کشته است تخم مهر گیاهی بخاک ما
درما فکنده دانهٔ از مهر خویشتن
تا کاینات جمع شود در شباک ما
در بدو آفرینش و تخمیر آب و گل
با آب و تاب عشق سرشتند خاک ما
مستان پاک طینت میخانهٔ الست
گیرند باده های مروّق زتاک ما
ما را درون سینهٔ خود جای داده اند
هستند آسمان و زمین سینه چاک ما
فردوس جای ما و ملک همنشین حور
کزخاک آن سرای بود خاک پاک ما
مسجود هر فرشته و محبوب روح قدس
یارب چه گوهر است نهان زیر خاک ما
فیض از زبان خویش نمیگوید این سخن
حرفی است از زبان امامان پاک ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این غزل به توصیف ویژگیهای خاص و مقدس خاک ایران و عشق و معنویت نهفته در آن میپردازد. شاعر میگوید که خاک ما در مقام شرافت و فضیلت بر ستارهها و آسمانها برتری دارد و در آن انعکاس خداوند و روح پاک انسانها دیده میشود. همچنین، اشاره به این دارد که عشق خدا در ذات خاک مرتبط است و این خاک، مبدأ تمامی آفرینشها و کائنات است. خاک ایران مقدس و مورد احترام فرشتگان و روحالقدس است و به نوعی مرکز عالم وجود و عشق قرار دارد. در نهایت، سخنان این شعر به نوعی به میراث معنوی امامان و حقیقتهای عرفانی ربط داده میشود.