غزل شمارهٔ ۴۰ فیض کاشانی
فیض کاشانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
آسمان را یکسر پرشور میدانیم ما
وز شراب لم یزل محمور میدانیم ما
نورحق تابیده بر اکناف عالم سربسر
نور انجم پرتوی زان نور میدانیم ما
جابجا در هر فلک بنشسته خیلی از ملک
این عبادتخانه را معمور میدانیم ما
هر کرا دانش بود مقصود بر حس و خیال
چشم او گر چار گردد کور میدانیم ما
نزدنزدیکان حق حیّند و ناطق نه فلک
هر کرا این علم نبود دور میدانیم ما
عالم خلقست این عالم که پیدا بینیش
عالم امر از نظر مستور میدانیم ما
چشم فهم نکته زاهل علم بتوان داشتن
جاهل دل مرده را معذور میدانیم ما
قدر هر ظرفی بقدر آن بود کاندر ویست
دل خراب عشق را معمور میدانیم ما
فیض را در هر خیالی ناصری از حق بود
در همه کارش از آن منصور میدانیم ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تجلی و زیباییهای آسمان و جهان اشاره دارد و بر اهمیت نور الهی تأکید میکند. شاعر، آسمان را مملو از شور و شوق میداند و به شراب عرفانی که دائم در دسترس است، اشاره میکند. او به نور حق و تأثیر آن بر عالم هستی میپردازد و وجود فرشتگان و عبادتگاهها را در گوشه و کنار جهان معنادار میداند. همچنین، اشاره میکند که علم و دانش باید بر پایه حقیقت باشد و کسانی که از علم دورند، درک درستی از عالم ندارند. شاعر به عشق و دلسپردگی اشاره میکند و اظهار میدارد که عمق وجود هر چیز به ظرف آن بستگی دارد. در نهایت، فیض الهی را در همه کارها مهم میداند و به ارتباطی که انسان با حق دارد، تأکید میکند.