غزل شمارهٔ ۴۹۵ فیض کاشانی
فیض کاشانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
بر جمال تو هست خالت نص
خط بود نیز بر کمالت نص
نزد بینا دو شاهد عدلند
خال و خط هر دو بر جمالت نص
شاهد خط شود چو شاهد روز
خال کتمان کند بحالت نص
نزد قاضی شود شهادت رد
محو گردد ز خط و خالت نص
چونکه آن زور کرد این کتمان
چون توان کرد بر جمالت نص
نون ابرو وصاد چشمت نیز
هر دو هستند بر جمالت نص
یک بیک زین دو چون نکول کند
هر دو باشد بر انفعالت نص
باز چون خال و خط شود بیرنگ
هر دو باشند بر زوالت نص
بر ثبات خیالت اما هست
صورت اول خیالت نص
در سر فیض نقش اول حسن
هست بر حسن بیزوالت نص
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بررسی زیبایی و کمال یک فرد میپردازد و از خال و خط به عنوان نشانههای جمال او یاد میکند. او میگوید که این نشانهها در نزد بیناها به عنوان شواهدی از زیبایی و کمال هستند. همچنین، شاعر به تضاد میان گواهی خط و خال و نیز پنهانکاری آنها اشاره میکند و چگونگی تأثیر این نشانهها بر جلوهگری و زوال زیبایی را تبیین میکند. در نهایت، بر ثبات و پایداری زیبایی و حسن او تأکید میکند و بر این باور است که حتی در صورت زوال ظاهری، اصل زیبایی وجود دارد.