نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۰۱ فیض کاشانی

فیض کاشانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

سوی ما می‌کنی نگه به غلط

دل ما می‌بری ز ره به غلط

با دلم لطف اگر کنی سهلست

می‌کند آدمی گنه به غلط

رغم من سوی غیر می‌نگری

دل من می‌کنی سیه به غلط

گر مرا دیگری ز کوچه مقصود

نگه خود می‌کنی تبه به غلط

باز گردی ز کوچه مقصود

گر دوچارم شوی به ره به غلط

شاه فرمانروا تویی ای جان

دیگران راست نام شه به غلط

نیست جای سپاه غم دل من

این طرف آمد این سپه به غلط

لطفت از بهر غیر عمداً هست

فیض را نیست هیچگه به غلط

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به احساسات عاشقانه و درد دل خود می‌پردازد. او از طرف محبوبش می‌خواهد که نگاهش را به او معطوف کند و می‌گوید که اگر محبوب به دل او لطف کند، برایش آسان است. شاعر می‌گوید دیگران به او توجهی ندارند و این باعث غم او می‌شود. او همچنین به محبوب اشاره می‌کند که با نگاه به دیگران، دل او را به درد می‌آورد. در نهایت، او عنوان می‌کند که هیچ چیزی در دلش جای غم ندارد و لطف محبوب او را به دیگران نمی‌بیند. این اشعار نشان‌دهنده عشق و درد ناشی از جدایی و توجه به غیر است.