غزل شمارهٔ ۵۰۲ فیض کاشانی
فیض کاشانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
غیر عشق رخ دلدار غلط بود غلط
هرچه کردیم جز این کار غلط بود غلط
هر چه گفتیم و شنیدیم خطا بود خطا
جز حدیث لب دلدار غلط بود غلط
کاش اول شدمی از دو جهان بیگانه
آشنائی به جز آن یار غلط بود غلط
اینکه گفتند وفائی بجهان میباشد
ما ندیدیم وفادار غلط بود غلط
یار غمخوار وفادار به جز دوست نبود
سخن یاری اغیار غلط بود غلط
هوس گلشن فردوس سبک بود سبک
عشوه دنیی غدار غلط بود غلط
ای برادر ز من راست شنو حرف درست
هرچه جز یار و غم یار غلط بود غلط
فیض جز عشق و غم عشق دیگر چیزی نیست
کار دیگر به جز این کار غلط بود غلط
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بررسی عشق و اشتباهات زندگی میپردازد. او تاکید میکند که هر چیزی جز عشق واقعی به دلدار و معشوق، اشتباه و غلط است. شاعر آرزو میکند که ای کاش از دو جهان بیگانه میشد تا آشنایی با غیر از معشوق نداشته باشد. او به وفاداری در عشق اشاره میکند و میگوید که هیچ چیز جز عشق و غم عشق، ارزش ندارد. در واقع، تمام تلاشها و حرفها در غیر از عشق به دلدار، بیمعنا و نادرست تلقی میشود.