غزل شمارهٔ ۵۰۳ فیض کاشانی
فیض کاشانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
حرف بیگانگی یار غلط بود غلط
سخن دوری و آزار غلط بود غلط
آشنا بود وفادار و به دلها نزدیک
غیر این در حق آن یار غلط بود غلط
راست آن بود که مستان غمش میگفتند
سخن مردم هشیار غلط بود غلط
یار با ماست نه دورست نه بیکار ز ما
آن سخنهای دلآزار غلط بود غلط
هرچه گفتیم و شنیدیم به او بود و از او
تهمت صحبت اغیار غلط بود غلط
حسن او بود که بر روی بتان جلوه نمود
حسن اغیار جفاکار غلط بود غلط
عشق او بود که آتش به دل و جان میزد
عشق خوبان ستمکار غلط بود غلط
عمر آن است که با دوست سراید ای فیض
هر چه کردیم جز این کار غلط بود غلط
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساسات عمیق و واقعی شاعر نسبت به عشق و یار محبوبش است. شاعر به بیان این نکته میپردازد که احساسات و سخنانی که درباره دوری و بیگانگی یار گفته میشود، همگی نادرست و غلط هستند. او معتقد است که یار او همیشه نزدیک و وفادار بوده است و هر نوع سخن منفی در مورد عشق و ارتباطشان، نتیجۀ بیخود و دور از واقعیت است. شاعر تأکید میکند که عشق حقیقی و پایداری که در دلش وجود دارد، هیچ شباهتی به عشقهای سطحی و ناچیز ندارد. در پایان، او به این نتیجه میرسد که عمر واقعی در همراهی و دوستی با محبوبش است و هر چیزی به جز این، اشتباه است.