غزل شمارهٔ ۵۰۹ فیض کاشانی
فیض کاشانی / غزلیات / وزن: مستفعلن فع مستفعلن فع (متقارب مثمن اثلم)
خورشید روئی گردید طالع
دردم نهان شد چون برق لامع
گر ایستادی آتش فنادی
هم در مدارس هم در صوامع
آنرا که دیدش طالع قوی بود
وانکو ندیدش از ضعف طالع
این ماه رویان کم رو نمایند
آنماه چرخست کان هست طالع
از بس عزیزند از کس گریزند
دیدارشانرا باشد موانع
مهر زمین را مه مه توان دید
مهر فلک هست هر روز طالع
خورشید رویان هرجا نباشند
خورشید چرخست کان هست واسع
ساقی بده می بیگانهٔ نیست
از خویش رفتم دیگر چه مانع
بگذار ای فیض اشعار باطل
از حق سخن گو کان هست نافع
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تجلی و زیبایی خورشید (که نماد روشنی و برکت است) و تأثیر آن بر زندگی انسانها اشاره دارد. شاعر به وجود دردهای نهان و مشکلاتی که در زندگی وجود دارد، اشاره میکند و بیان میکند که قوی بودن طالع میتواند به فرد کمک کند تا از این مشکلات عبور کند. شاعر به زیباییهای ماه و ستارهها اشاره کرده و میگوید که انسانهای با ویژگیهای خاص و زیبا، معمولاً از دیگران دوری میکنند و در تعاملات اجتماعی موانعی دارند. او همچنین به قدرت و عظمت خورشید اشاره میکند و اینکه اگر خورشید در یک مکان نباشد، زندگی آنجا تحت تأثیر قرار میگیرد. در انتها شاعر به اهمیت حقیقت و نفعآور بودن آن اشاره میکند و خواستار آن است که از اشعار غیرمفید و باطل بپرهیزیم و به سخن حق بپردازیم.