نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۱۹ فیض کاشانی

فیض کاشانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

هر چه نبود سخن یار دروغ است دروغ

جز حدیث لب دلدار دروغ است دروغ

یار آنست که او با تو بود در همه حال

گوید ار غیر منم یار دروغ است دروغ

هیچکس را بجهان نیست جز او غمخواری

حرف غمخواری اغیار دروغ است دروغ

یار با ماست بهر جای تو از جای مرو

حرف اغیار دل آزار دروغ است دروغ

آید از حسن فروشی چو سروشی در گوش

که چو من نیست ببازار دروغ است دروغ

اعتمادی نبود بر سخن نوش لبان

آنچه گفت آن بت عیار دروغ است دروغ

حسن آن یار وفاپیشه باقی حسن است

حسن اغیار جفاکار دروغ است دروغ

یار یکتا بگزین وز دو جهان دل برگیر

وصف یک چیز به بسیار دروغ است دروغ

از من راست شنو فیض ز هر کج مشنو

اوست حق هستی اغیار دروغ است دروغ

محرم راز به جز عاشق صادق نبود

زاهد و دعوی این کار دروغ است دروغ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تأکید بر اهمیت صداقت و حقیقت در روابط انسانی می‌پردازد. شاعر بر این باور است که تنها یار واقعی کسی است که در هر شرایطی با ما باشد و دیگران را در غم و شادی نمی‌توان یاری کرد. او به بی‌اعتمادی به سخنان دیگران اشاره می‌کند و می‌گوید که زیبایی و محبت واقعی تنها از یار وفادار نشأت می‌گیرد. در نهایت، شاعر تأکید می‌کند که رازهای دل تنها باید با عاشقانی صادق در میان گذاشته شود و زاهدان و ظاهربینان فقط دروغ می‌گویند.