غزل شمارهٔ ۵۲۴ فیض کاشانی
فیض کاشانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
ای که با ما وعدهها کردی خلاف
از وفا و عهد و پیمانت ملاف
وعدههای تو دروغ اندر دروغ
لافهای تو گزاف اندر اندر گزاف
چند غم را سر بجان من دهی
در دل من بهر غم سازی مصاف
چند غم در دور من گرد آوری
تا بگردم روز و شب آرد طواف
چند بافی بهر من از غم پلاس
چند سازی بهر من از غم لحاف
گاهم از شادی لباسی هم بدوز
بستری از شادمانی هم بباف
جان نخواهی برد از دست غمش
فیض گفتم با تو حرف پاک و صاف
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر به کسی که دائماً وعدههای غیرواقعی میدهد، انتقاد میکند و از بیوفاییاش گلایه میکند. او وعدههای دروغین و لافهای پوچ را مورد تمسخر قرار میدهد و از او میپرسد چقدر باید غم را در زندگیاش تحمل کند. شاعر به او میگوید که چرا بجای غم، لباسی از شادی نیکو برای او نمیدوزد و برایش بستر شادمانی نمیبافد. در نهایت، شاعر میگوید که نمیتواند از دست غم رها شود و دلش را با حرفهای صادقانه با او در میان میگذارد.