نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۳۵ فیض کاشانی

فیض کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

تن را بگداز در ره عشق

جان را در باز در ره عشق

درمان مطلب مخواه راحت

با درد بساز در ره عشق

از دیده بریز خون دل را

شو جمله نیاز در ره عشق

تن را از اشک شست شو ده

جان پاک بباز در ره عشق

از خون جگر دلا وضو کن

هنگام نماز در ره عشق

دل را از غیر رفت و رو کن

شو محرم راز در ره عشق

بگذر ز رعونت و نزاکت

بگذار تو ناز در ره عشق

کبرو نخوت ز سر بدر کن

شو پاک ز آز در ره عشق

بر رخش بلا سوار شو فیض

خوش خوش می‌تاز در ره عشق

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به اهمیت و عمق عشق اشاره می‌کند و به ما می‌آموزد که باید برای عشق قربانی کنیم. او تأکید می‌کند که باید از راحتی و آسایش دور شویم و با درد کنار بیاییم. عشق نیاز به فداکاری دارد، بنابراین باید وجود خود را در راه آن نثار کنیم و به پاکی و رازگزاری در این راه بپردازیم. شاعر همچنین بر کنار گذاشتن غرور و خودخواهی و سوار شدن بر مشکلات تأکید می‌کند تا به حقیقت عشق نزدیک‌تر شویم.