غزل شمارهٔ ۵۵ فیض کاشانی
فیض کاشانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
در وصل تو میزنند احباب
افتتح یا مفتح الابواب
چه شود گر بر تو ره یابند
کم بقوا ناظرین خلف الباب
تا کی ازحضرت تو صبر و شکیب
طال تطوا فهم وراء حجاب
در پس پرده تا بکی حسرت
ارحم نظرة بلا جلباب
از توشان جز تو مدعائی نیست
ما لدیهم سوی لقاک ثواب
خود حساب کتاب خود کرده
انهم قسطهم بغیر حساب
وجنوا قل موتهم ثمرات
و اوتوا قبل نقلهم بشراب
سکروا فی هواک ثم ضحوا
ما لهم فی سواک هواک مناب
از سببها گذاشته اند و حجب
خرقوا الحجب ارتقوا الاسباب
کرده بانفس و با هواغزوات
هزموا الجند قاتلوا الاحزاب
فیض از خود اگر بپرهیزی
انّ للمتّقین حسن مآب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان عشق و اشتیاق عمیق به خدا و حضرت او میپردازد. شاعر از حال دوستان و علاقهمندان به معشوق سخن میگوید و از صبر و شکیبایی در انتظار وصال یاد میکند. او به حسرتهایی که در پس پرده وجود دارد اشاره کرده و از اهمیت دیدار با معشوق سخن میگوید. در این مسیر، تنها عشق به معشوق و لقای او را هدف معرفی کرده و بر این نکته تأکید میکند که پیروزی و سعادتی که از عشق به دست میآید، بدون هیچ حساب و کتابی است. شاعر به قدرت عشق اشاره کرده و میگوید که باید از خود گذشت تا به فیض و مقام متقین برسیم.