غزل شمارهٔ ۶۵۲ فیض کاشانی
فیض کاشانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
با خیالت شور و مستی میکنم
در وصالت ترک هستی میکنم
از دو چشم مست تو خون میخورم
وز لب لعل تو مستی میکنم
زهر چشمی دارم نوش لبی
خستگی و تندرستی میکنم
مست میگردم چو پستم میکنی
سربلندیها ز پستی میکنم
در شب صول تو بندم زلها
فکر روز تنگدستی میکنم
گرچه عالی همتم در کار عشق
پیش بالای تو پستی میکنم
فیض دایم مست و هرگز می نخورد
از شرابت عشق مستی میکنم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از عشق و شور و شوقی که به معشوق دارد صحبت میکند. او به توصیف احساسی میپردازد که از وجود معشوق در دلش ایجاد میشود و از آنجا که معشوقش از صفاتی چون زیبایی و جذابیت برخوردار است، شاعر در این عشق احساس سرمستی و شیدایی میکند. او بیان میکند که حتی در سختیها و تنگدستیها نیز به یاد معشوق میاندیشد و احساس خستگی و ناتوانی را به خاطر عشقش از بین میبرد. به طور کلی، این شعر عواطف عمیق و شوری را که در پی عشق ایجاد میشود، به تصویر میکشد.