نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۵۱ فیض کاشانی

فیض کاشانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

از شراب عشق مستی میکنم

با خیالی بت‌پرستی میکنم

پیش چشمی و لبی هر دم غزل

میسرایم شور و مستی میکنم

از شراب نرگس مستانهٔ

بیخودی و می پرستی میکنم

چون شدم بیمار چشمی کی دگر

یاد روزی تندرستی میکنم

چون ندارم بر وصال دوست پای

چارها از تنگدستی میکنم

از تغافلهای او خون میخورم

وز بلندیهاش پستی میکنم

فیض از خود لاف هستی کی زنم

هستیم چون اوست هستی میکنم

میشوم عالی چو پستم میکند

هستی از بالای پستی میکنم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر از شراب عشق و شادی ناشی از آن صحبت می‌کند و به بت پرستی و غزل‌سرایی در لحظه‌های عاشقانه می‌پردازد. او از حالت مستی و بیخودیش ناشی از زیبایی محبوب می‌گوید و از روزهایی که از درد عشق رنج می‌برد، یاد می‌کند. شاعر در عین حال به تنگدستی و دوری از وصال دوست اشاره می‌کند و از مشکلات ناشی از این تغافل‌ها رنج می‌برد. او به خود می‌گوید که وجود او به‌واسطه‌ی عشق و زیبایی محبوبش معنی می‌یابد و حتی در شرایط سخت نیز سعی می‌کند به تعالی برسد.