نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۷۲۶ فیض کاشانی

فیض کاشانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

چشم جانرا ضیاست این دیوان

گل باغ خداست این دیوان

رنگ جانان و بوی جان دارد

گلستان لقاست این دیوان

دل و جانرا دهد حیات ابد

نوش آب بقاست این دیوان

اهل دل زین قدح قدح نوشند

شربت جانفزاست این دیوان

در معانیش حق توان دیدن

آینه حق نماست این دیوان

کل اسرار اندرو بسیار

چمن دلگشاست این دیوان

الصلا طالبان راه و خدا

سوی حق رهنماست این دیوان

مژده باد اهل درد را بدوا

دردها را دواست این دیوان

هر که دارد هوای مستی حق

می صاف خداست این دیوان

میرساند بمنزل مقصود

سالکانرا سزاست این دیوان

صاحب قال راست علم رسوم

صاحب حال راست این دیوان

آب حیوان خضر در ظلمات

آب حیوان ماست این دیوان

میکشد سوی عشق و عشق بحق

معدن جذبهاست این دیوان

ای که پیمان ننگ و ناموسی

این مرض را شفاست این دیوان

روز و شب ورد جان و دل کن فیض

حمد و شکر خداست این دیوان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره دیوانی است که به عنوان منبع الهام و حیات روحانی برای اهل دل توصیف شده است. دیوان از لطافت و زیبایی جانان و باغ خداوند سخن می‌گوید و آن را به عنوان نوشیدنی جاودانه‌ای برای دل‌ها معرفی می‌کند. این دیوان به همگان امکان می‌دهد تا معانی عمیق و اسرار الهی را ببینند و به سوی حق رهنمون شوند. به اهل درد نیز مژده می‌دهد که گره‌های زندگی را می‌تواند بگشاید و راهی به سوی عشق و وصل حقیقی فراهم کند. در نهایت، دیوان به شکرگزاری و ستایش خداوند توصیه می‌کند که منجر به بالندگی روح می‌گردد.