غزل شمارهٔ ۷۴۱ فیض کاشانی
فیض کاشانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
بود بدتر ز هر زهری مزیدن
سرانگشت پشیمانی گزیدن
چرا عاقل کند کاری که باید
سرانگشت پشیمانی گزیدن
نخست اندیشه میکن تا نیاید
سرانگشت پشیمانی گزیدن
به جز بحر گنه لایق نباشد
سرانگشت پشیمانی گزیدن
برای معصیت باشد عقوبت
سرانگشت پشیمانی گزیدن
چو بد کردی نباشد چاره الا
سرانگشت پشیمانی گزیدن
چرا باید گنه کردن پس آنگه
سرانگشت پشیمانی گزیدن
بنازم طاعت حق کان ندارد
سرانگشت پشیمانی گزیدن
ز من بشنو که کار جاهلانست
سرانگشت پشیمانی گزیدن
چو واقع شد زیان سودی ندارد
سرانگشت پشیمانی گزیدن
لکیلاتاسون کی میگذارد
سرانگشت پشیمانی گزیدن
چو بر وفق قضا آمد چه حاصل
سرانگشت پشیمانی گزیدن
بس است ای فیض تن زن تا نباید
سرانگشت پشیمانی گزیدن
سخن که میکشد جایی که باید
سرانگشت پشیمانی گزیدن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به موضوع پشیمانی و عواقب گناه اشاره دارد. شاعر تأکید میکند که انجام کارهای نادرست که بر اساس نا امیدی و غفلت صورت میگیرد، تنها به پشیمانی میانجامد. او میگوید که پیش از هر اقدام باید به خوبی فکر کرد تا از عواقب ناگوار آن جلوگیری شود. همچنین، تأکید میشود که طاعت و اطاعت از خداوند هیچگاه پشیمانی به دنبال نخواهد داشت. در نهایت، شاعر بر این نکته اصرار دارد که بعد از وقوع گناه، تغییر و جبران ممکن نیست و انسان باید از اشتباهات بیاموزد تا دچار پشیمانی نشود.