غزل شمارهٔ ۷۴۰ فیض کاشانی
فیض کاشانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
رای فرزانه چو باشد رخ خوبان دیدن
شادی هر دو جهان در غم اینان دیدن
توبه از زهد و ریا کردن و می نوشیدن
در خرابات مغان جلوهٔ ایمان دیدن
رقم عیش از آن صفحهٔ عارض خواندن
حال آشفته در آن زلف پریشان دیدن
کردم از پیر سؤالی ز جمال ازلی
میتوان گفت در آئینه خوبان دیدن
هرکجا حسن و جمالیست ز جانان عکسیست
جان در آن عکس تواند رخ جانان دیدن
نیست پنهان ز نظر صورت خوب تو مرا
هست یکسان چه بوصل و چه بهجران دیدن
چند زین گفتن بیهوده خمش کن ای فیض
هست موقوف خموشی رخ جانان دیدن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و جذابیت چهره خوبان و ارتباط آن با شادی و غم در زندگی انسانهاست. شاعر به توبه از زهد و ریا و نوشیدن می اشاره میکند و از جلوه ایمان در مکانهای خوشگذرانی صحبت میکند. او میگوید که هر جا زیبایی وجود دارد، نشانهای از معشوق نیز دیده میشود و جان میتواند در آینهی زیباییها، چهرهی محبوب را مشاهده کند. در نهایت، شاعر از ادامهی صحبت در این باره میخواهد پرهیز کند، زیرا دیدن چهره محبوب بیشتر به سکوت نیاز دارد.