نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۷۴۳ فیض کاشانی

فیض کاشانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

در جهان افکندهٔ غوغای حسن

عاشقانرا کردهٔ شیدای حسن

حسن روی تست دریای محیط

ماه رویان شبم دریای حسن

ملک استغنا مسلم مر تراست

جان استغناست استغنای حسن

عرش بر خاک مذلت رو نهد

پیش آن کرسی که باشد جای حسن

در هوا سرگشته دلها ذره‌سان

پیش خورشید جهان آرای حسن

کوه صبر پردلان را بر کند

گردش چشم خوش شهلای حسن

جان اهل دل ز تن بیرون کشد

قوت بازوی استیلای حسن

خون عشاق ار بریزد گو بریز

لشکر سلطان بی‌پروای حسن

آتش افروزی و عاشق سوزیست

مقتضای خوی مادرزای حسن

عشق خوبان در دلت جا دادهٔ

زان خیالت فیضفیض شد ماوای حسن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر درباره‌ی زیبایی و جاذبه‌ی حسن صحبت می‌کند و تأثیر عمیق آن بر عاشقان را توصیف می‌کند. او حسن را به عنوان دریایی پرعمق معرفی می‌کند که دل‌ها را تسخیر می‌کند و عشق را در درون آنها شعله‌ور می‌سازد. همچنین، حسن را منبع استغنا و خوشدلی می‌داند و می‌گوید که حتی عرش هم برای او و جایگاه او بی‌ارزش می‌شود. شاعر به شوق و عشق به حسن اشاره می‌کند و می‌گوید که این عشق می‌تواند جان عاشقان را از تنشان بیرون آورد و حتی خون آن‌ها را هم به بازی گیرد. در نهایت، او به عشق خوبان و تأثیر مثبت آن بر قلب‌ها تأکید می‌کند.