نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۸۲۰ فیض کاشانی

فیض کاشانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

ز شر دیو بدرگاه ما بیار پناه

بآب مغفرت ما بشوی لوث گناه

بهر طرف بمپوی و ز دیو راه مجوی

ز ما چو دور شوی یکقدم شوی گمراه

گر آرزوت شود رفعت شهنشاهی

بیا جبین مذلت بنه بدین درگاه

بنال بر در ما تا بجوش آید رحم

بزار بر در ما تا بروید اشک گیاه

بگیر توشهٔ تقوی برای راه نجات

ز حرص گیر کنار و بزهد آر پناه

طمع مکن ز کسی و مشو ذلیل خسی

ز فضل ما بطلب هرچه باشدت دلخواه

کمر بخدمت ما بند روز و شب از جان

بهرچه امر کنیمت بگوی بسم‌الله

بهر دری که بخوانیم از آن درآ بر ما

بهر درت که نمائیم پیش گیر آن راه

نجات خویش ز غرقاب جهل خواهی فیض

بجان نصیحت پروردگار دار نگاه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از نجات از شر شیطان و گناهان صحبت می‌کند و به خواننده توصیه می‌کند که به درگاه خداوند پناه ببرد. شاعر با ذکر پاکی و مغفرت الهی، به دوری از وسوسه‌های شیطانی و نیاز به تقوا و زهد اشاره می‌کند. همچنین، به طلب نیکی و فضل خداوند و خدمت به او تأکید کرده و از حرص و ذلت پرهیز می‌کند. در نهایت، به اهمیت نصیحت پروردگار و جستجوی نجات از جهل اشاره دارد.