غزل شمارهٔ ۸۳۶ فیض کاشانی
فیض کاشانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
بدل گفتم سوی دلبر نشان ده
نشانی سوی عیش جاودان ده
نشان گفتا سوی او عشق و مستی است
حجاب خود خودی ترک همان ده
شدم نا بر در میخانه عشق
که مسکینم مرا می رایگان ده
نخستم کن توانائی کشیدن
توانا چون شدم تا میتوان ده
روانم جفت کن با دختر زر
بطاق ابروی پیر مغان ده
بچشمم مست ساقی کرد اشارت
که یکساغر بدین بی خان و مان ده
گرفتم ساغری از وی کشیدم
بگفتم یا رب از خویشم امان ده
بگفتا گر امان خواهی چو مردان
طلاق این جهان و آنجهان ده
چوفیض از هر دو عالم رو بگردان
بحق رو آر و ترک این و آن ده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به دنبال عشق و خوشیهای جاودان است و از دلبر میخواهد که او را به این نشانی راهنمایی کند. او بیان میکند که برای رسیدن به عشق و مستی، باید از خودخواهی و حجابهای وجودی بگذرد. شاعر به میخانه عشق میرود و از ساقی میخواهد که نوشیدنی رایگان به او بدهد و برای رسیدن به توانایی و قدرت، دعا میکند. او همچنین خواستهاش این است که روحش با معشوقی زیبا پیوند بخورد و از محبوب خود نوشیدنی بگیرد. ساقی به او اشاره میکند که اگر میخواهد از رنجهای دنیا رهایی یابد، باید از تعلقات و خواستههای دنیوی دست بکشد و به حقیقت و عشق ابدی روی آورد.