نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۸۶۹ فیض کاشانی

فیض کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

دارد ز جفا نظام خوبی

بی جور و جفا کدام خوبی

از آتش عشق پخته گردد

باشد بعیش خام خوبی

ای سر تا پا همه نکوئی

وی پا تا سر تمام خوبی

از یاد تو پر شدم که بیند

چشم دل من بکام خوبی

هر دل که ز عشق توست شیدا

دارد روزی مقام خوبی

نظارگیان روی خوبت

بینند علی الدوام خوبی

باشیدایان کوی عشقت

لطف تو کند مدام خوبی

آنرا که حلال نیست وصلت

باشد بر وی حرام خوبی

قایم بتو تا ابد نکوئی

در ظل تو مستدام خوبی

تا در دل فیض جای کردی

می باردش از کلام خوبی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن دربارهٔ عشق و خوبی است و بیانگر این است که بدون سختی و جفای نظام، خوب بودن معنا ندارد. شاعر از آتش عشق سخن می‌گوید که موجب پختگی و کمال می‌شود. او به زیبایی و خوبی معشوق اشاره می‌کند و می‌گوید که عشق به معشوق منشأ همهٔ خوبی‌هاست. دل عاشق شیدا از عشق تو سرشار است و زیبایی‌های چهره‌ات را همیشه می‌بیند. عشق و محبت تو همیشه جاری و برقرار است و هیچ چیزی نمی‌تواند مانع از آن شود. در نهایت، بیان می‌شود که عشق تو می‌تواند به دلی که در آن جایی دارد، خوبی و فیض بیفزاید.