نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۸۸ فیض کاشانی

فیض کاشانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

زمستان خراباتیم پند است

که هر کو عشق بازد هوشمند است

خوشا آندل که در زلفی اسیر است

بزنجیر جنون عشق بندست

فرو ناریم سر جز بر در دوست

فقیران را سرهمت بلند است

همه عالم طلبکارند او را

اگر مومن و گر زنار بندست

مرا زاسباب عیش اینجهانی

دل پردرد عشق او پسند است

نخواهم از کمند او رهائی

که جانرا رشته عمر این کمند است

مدامم چشم بر لطف نهانی است

زعیش جاودان اینهم پسند است

همین دانم که تاریکست روزم

نمیدانم شمار عمر چند است

مزن از عشق دم بی عشق ای فیض

چو معنی نیست دعوی ناپسندست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تفکر و احساسات عاشقانه اشاره دارد. شاعر به عشق و درد و رنجی که با آن همراه است، می‌پردازد و می‌گوید که عشق را قبول دارد و از آن نمی‌خواهد رهایی یابد. او به زیبایی رابطه‌ای که با معشوقش دارد و اینکه تمام زندگی و عمرش به عشق او وابسته است، اشاره می‌کند. همچنین او تأکید می‌کند که دنیای بیرونی و تاریکی روزش به هیچ وجه نمی‌تواند از عشق پاک او کم کند. در نهایت، شاعر بیان می‌کند که عشق برای او امری ضروری و غیرقابل چشم‌پوشی است و نباید در مورد آن بی‌تفاوت بود.