نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۹۰۶ فیض کاشانی

فیض کاشانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

بکوش ایجان خدا را بنده باشی

برین در همچو خاک افکنده باشی

جهان ظلمت فنا آب حیاتست

بنوش این آب تا پاینده باشی

بجد و جهد میجو تا بیابی

اگر جوینده یابنده باشی

نتابد بر دلت نور هدایت

تو تا از کبر و کین آکنده باشی

ترا رسم خداوندی نزیبد

بزیب بندگی زیبنده باشی

نشاید بندگی با خود پرستی

ز خود تا نگذری کی بنده باشی

ز دیده اشک می افشان و میسوز

که تا چون شمع افروزنده باشی

بدلسوزی و سربازی و خنده

توانی شمع سان پاینده باشی

بآب معرفت گر پروری جان

بمیرد هر دلی تو زنده باشی

ندارد قیمتی جز زنده عشق

بعشق ارزنده ارزنده باشی

هم اینجا در بهشت جاودانی

اگر دلرا ز دنیا کنده باشی

ززیب این جهان گر بر کنی دل

بزیب آنجهان زیبنده باشی

در اینجا گر بحال خود بگرئی

در آنجا در خوشی و خنده باشی

جهانرا جان توانی شد بدانش

چرا از جاهلی خربنده باشی

توانی خواجهٔ کونین گردید

اگر ای فیض حق را بنده باشی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به اهمیت بندگی و تواضع در برابر خداوند تأکید می‌کند. او می‌گوید که باید از خودپرستی فاصله گرفت و به بندگی و خدمت به خدا روی آورد. با یادگیری و معرفت، انسان می‌تواند به معنای واقعی زنده باشد و عشق را در دل خود احساس کند. شاعر می‌افزاید که اگر کسی از دنیا دل کنده و به زیور بندگی آراسته شود، در زندگی پس از مرگ نیز در خوشی و آرامش خواهد بود. در نهایت، او به خواننده یادآوری می‌کند که با تلاش و جستجوی حقیقت، می‌تواند به مقامات بالایی دست یابد و به خواجه کائنات تبدیل شود.