نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۹۱۱ فیض کاشانی

فیض کاشانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

کسی که یافت نسیم نعیم درویشی

نتافت سر ز طریق قویم درویشی

چه کرد لطف الهی مرا ز درویشان

شدم به همت والا مقیم درویشی

اگرچه عین کمالم گرفت این نعمت

شدم اسیر به دست قسیم درویشی

دگر به همت ارواح پاک درویشان

زدم قدم به ره مستقیم درویشی

خدای کرد کرامت مرا دگرباره

نشستنی به رضا بر گلیم درویشی

چه‌ها که بر سرم آمد از آن زمان که مرا

گسست باز طریق قویم درویشی

بزرگوار خدایا هزار شکر تو را

که باز روزی من شد نعیم درویشی

همین بس است که دارم به نقد آسایش

زیادتی بود اجر عظیم درویشی

هزار شکر که پیوسته فیض را دل و جان

معطر است ز عطر نسیم درویشی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، سخن از تجربیات شاعر در مسیر درویشی و نعمت‌های الهی است. شاعر از نیکویی‌ها و لطف‌های خداوند یاد می‌کند که او را به درویشی رهنمون ساخته و در این راه به آسایش و آرامش رسیده است. او به شکرگزاری نسبت به این نعمت‌ها و تاثیرات مثبت درویشی بر زندگی‌اش تأکید می‌کند و از زیبایی و عطر بخشی این مسیر سخن می‌گوید. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید می‌کند که نعمت درویشی باعث آرامش روح و دل او شده است و از خداوند برای این فیض سپاسگزاری می‌کند.