نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۹۵۶ فیض کاشانی

فیض کاشانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

خوش آندم کز در احسان در آئی

میان جمع ما خوبان در آئی

ز روی لطف در غمخانهٔ هجر

برای جان مشتاقان در آئی

ز چشم و لب کنی عشاقرا مست

ز بهر جان مخموران در آئی

بزلف و خال دلها را کنی صید

بتیر غمزه بهر جان در آئی

تطاولها کنی ز آن زلف و گیسو

بقصد جان مسکینان در آئی

بپایت خوش برافشانیم جانها

در آنساعت که دست افشان در آئی

ز شادی جان دهد از غم رهد فیض

گرش در کلبهٔ احزان در آئی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از ورود یک محبوب به جمع دوستان و عاشقان می‌گوید. او از محبوب می‌خواهد که با لطف و زیبایی خود به غمخانه‌ای که پر از درد و جدایی است، بیاید و دل‌های عاشق را شاد کند. شاعر به زیبایی‌های محبوب اشاره می‌کند و خواستار آن است که محبوب با چشمان زیبا و لبخندش دل‌ها را برباید و غم‌ها را از بین براند. او برای محبوب می‌خواهد که جان‌ها و دل‌ها را به پایش بریزد و زیباترین لحظات را در کنار او تجربه کند. در نهایت، شاعر امیدوار است که ورود محبوب به زندگی‌شان موجب شادی و رهایی از غم‌ها شود.