نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

رباعی شمارهٔ ۹ فیض کاشانی

فیض کاشانی / رباعیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

تن را بگذار تا شوم من جانت

جان را تو‌ بباز تا شوم جانانت

از پای درآی تا بگیرم دستت

با درد بساز تا شوم درمانت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از معشوق می‌خواهد که تن خود را رها کند تا او جانش شود و جان معشوق را نیز فدای عشقش کند. او از معشوق می‌خواهد که هرگونه سختی و دردی را تحمل کند تا او بتواند به او کمک کند و درمانش باشد. در واقع، شاعر به پیوند عمیق و عاشقانه‌اش با معشوق اشاره می‌کند.