نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

تبعید آدم و حوا از بهشت‏ فیض کاشانی

فیض کاشانی / قصاید / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

امر آمد از جناب الهی که اهبِطوُا

نازل شوید سوی زمین هر چهار تا

شد دیو حیه و آدم و حوا به جان و تن

این دو عدوی آن دو و آن نیز مثل ذا

اولاد این دو دشمن اولاد آن دو نیز

اولاد آن دو نیز مر این قوم را عدا

آدم به گریه آمد و صد سال می‏گریست

تا توبه ‏اش به گریه پذیرد مگر خدا

بگریست آن‏قدر که به خدّش پدید شد

اخدودها روان شد مانند نهرها

گفتا که تن علیل شد و جان ذلیل شد

بر من ببخش و رحم کن ای غافر الخطا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، خداوند به آدم و حوا فرمان می‌دهد که به زمین بیایند. دیو و حوا و آدم به عنوان دشمنان یکدیگر شناخته می‌شوند و نسل‌هایشان نیز با هم در conflict هستند. آدم به شدت گریان می‌شود و برای توبه از خداوند مدد می‌جوید، به طوری که اشک‌هایش مانند نهرها جاری می‌شود. او از خداوند می‌خواهد که بر او رحم کند و از گناهانش بگذرد.