توبه آدم و قبول آن فیض کاشانی
فیض کاشانی / قصاید / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
آدم قبول کرد و دگر توبه تازه کرد
از روی عجز و گفت که اغفر ذنوبنا
پس نام مصطفا به زبان راند و مرتضی
آنگاه نام فاطمه آن زبدة النسا
نام حسن بگفت و حسین و شمردشان
تا چارده تمام شد از آل مصطفا
حق نیز لطف کرد و نوازش نمود و باز
بودش به جای خویش و فزودش در اصطفا
آنچش ز راه برد هم آن راهبر شدش
زانجا که در دخالت از آنجا شدش دوا
کردش خلیفه خود و تعلیم او نمود
اسماش با مظاهر از عرش تا ثرا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
آدم (ع) پذیرفت و با حالتی humbled و عجز از خداوند طلب بخشش کرد. او نام پیامبر (ص)، امیرالمؤمنین (ع)، و فاطمه (س) را بر زبان آورد و سپس نام حسن (ع) و حسین (ع) را هم ذکر کرد تا به تعداد چهارده نفر از اهل بیت پیامبر (ص) رسید. خداوند نیز به او لطف کرد و مقامش را افزایش داد. او که از راه گم شده بود، با هدایت خدا دوباره به راه راست بازگشت. در نهایت، خداوند او را به عنوان خلیفه خود منصوب کرد و علم و دانش را به او آموخت.