سجده فرشتگان و سرکشى ابلیس فیض کاشانی
فیض کاشانی / قصاید / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
پس امر شد ملائکه را سجده آورید
این قالب خلیفه بگزیده مرا
فی الفور در سجود فتادند سر به سر
جز دیو سرکشی که نمود از سجود ابا
گفتا که او ز خاک بود من ز آتشم
چون زاده اثیر شود ساجد ثرا
حق گفت لعن بر تو و بر تابعان تو
از اهل کبر و اهل حسد بنده هوا
گفتا که مهلتم بده از بهر رهزنی
تا انتقام خود کشم از خاکزادها
گفتا ز بندگان منت دست کوته است
تا وعده جزا توئی و بنده هوا
جای شما جهنم و کار شما ضلال
سوزید تا شود به شما پخته کار ما
آدم سپاس و حمد و ثنا گفت و شکر کرد
بر سجده ملائک و بر لعن من ابا
آنگه ز فاضل گل او ساخت صورتی
مانند او ولی به انوثت از او جدا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن، خدا به فرشتگان دستور میدهد که به آدم سجده کنند. همه فرشتگان به فوریت در سجده میافتند، به جز ابلیس که از سجده امتناع میکند. او دلیل امتناع خود را اینگونه بیان میکند که از آتش آفریده شده و بر خاک میتازد. خدا به او میفرماید که لعنت بر تو و پیروانت باد. ابلیس از خدا مهلت میطلبد تا از آدم انتقام بگیرد، اما خدا میفرماید که بندگانش از این کار برکنار هستند و سرنوشت تو و پیروانت جهنم خواهد بود. در نهایت، آدم شکر و حمد خدا را میگوید و خدا از خاک، همسری برای او میآفریند که با او متفاوت است.