نهى از خوردن میوه درخت ممنوع فیض کاشانی
فیض کاشانی / قصاید / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
پس از جناب قدس رسیدش بشارتی
کاندر بهشت باش تو و زوجه هر دو تا
ساکن شوید فارغ و آزاد در بهشت
بی حَرِّ و بی برودت بی جوع و بی ظماء
در امن و در امان رغدا دائم الأکل
شد بر شما مباح کلا حیث شئتما
گردید طیبات جنان بر شما حلال
جز این درخت بارور جمله میوه ها
اصناف میوه ها همه در یک درخت جمع
سرّی است بر یگانگی ذات ما گوا
این بر شما حرام شد و غیر این حلال
خود را میفکنید از این نهی در بلا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
پس از اینکه پیامبر خدا به جناب قدس بشارت داد، به او و همسرش وعده داد که در بهشت ساکن خواهند شد. در بهشت، آنها زندگی آسوده و راحتی خواهند داشت، بدون هیچگونه درد، گرسنگی و تشنگی. بهشت برای آنها مکان امن و خوشخوراکی بود و تمام نعمتهای بهشتی برایشان حلال است، به جز درخت خاصی که میوههایش ممنوع شده بود. بنابراین، بر آنها واجب است که از این نهی تبعیت کرده و در این امر دقت کنند تا دچار مشکل نشوند.