نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۶ فیض کاشانی

فیض کاشانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

خوش خبر باش ای نسیم شمال

که به ما می‏رسد شمیم وصال‏

یا برید الحما حماک اللّه

مرحبا مرحبا تعال تعال

أین مهدینا و منزله؟

و من اصحابه و کیف الحال؟

چه شود گر دهی نشان مقام

چه شود گر کنی بیان مقال

قصّة الشوق لانفصام لها

حبّکم دونها لسان الحال

شاه ما سوی ما نمی‏گردد

حبذا کبریا و جاه و جلال‏

فیض تا چند صبر در غم دوست

ناله عاشقان خوش است بنال

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به نسیم شمال خوش‌آمد می‌گوید و از آن می‌خواهد که بوی وصال معشوق را به او برساند. او از دوستش می‌خواهد که نشانی از مهد و منزل او و احوال دوستانش بدهد. شاعر در مورد عشق و شوقی که در دل دارد صحبت می‌کند و معتقد است که هیچ چیز نمی‌تواند بر محبّت او نسبت به محبوبش تأثیری بگذارد. در نهایت، او از صبوری در غم دوری دوست و ناله عاشقان سخن می‌گوید و می‌فهماند که این ناله‌ها نیز شیرین است.