شمارهٔ ۱۵۰ فیض کاشانی
فیض کاشانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
یا من اشتد فیک اهوائی
سیدی، سیدی و مولائی
حبّ خدّام باب دار کم
اشربت فی عروق اعضائی
اشتیاقی الیک قد ملئت
مخّ قلبی، صمیم اجزائی
کاد روحی یطیر نحوکم
اشتیاقا الیک مولائی
کاد قلبی من الجوی انشق
قصد الروح نحو اجزائی
یا الهی الیک اشکوا اسب
منک همّی الیک شکوائی
انت ذو رحمة و ذو فضل
فادر اسمع لنجوائی
مقصدی منک رؤیة القائم
بعد ذاک اتّباع مولائی
صل حیاتی بعصر دولته
ارنیه تقّر عینائی
ان انا متّ قبل مبعثه
ردّنی رجعة باولائی
قد وعدت الرجوع شیعته
ارجعا محیتا بأحیائی
ان اسأت و قیل لی محن
او بفیض اکتنی بلامائی
بدلّ السیئات احسانا
و الفیض لی تصدّق اسمائی
بالنبی و آله الامجاد
سیما صاحبی و مولائی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر عواطف عمیق عاشقانه و اشتیاق به معشوق (که در اینجا به عنوان مولای واقعی اشاره شده) است. شاعر از عشق و محبت شدید خود سخن میگوید و میگوید که این عشق در وجودش جاری است. او به معشوق خود (یعنی مولایش) ابراز نیازمندی و خواهش میکند که به او توجه کند و او را به سوی خود بکشد. او همچنین از خداوند تمنا دارد که او را به دیدار مولایش برساند و در زندگیاش آثار و برکات ایشان را ببیند. در نهایت، شاعر از خداوند میخواهد که خوبیها را جایگزین بدیهایش کند و او را در راه حق هدایت نماید.