شمارهٔ ۵۹ فیض کاشانی
فیض کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند
یک دم چه میشود که ز ما یاد آورند
آنان که پنج وقت به او اقتدا کنند
پنهان ز دشمنان چه شود گر رهم دهند
خیر نهان کسان ز بهر خدا کنند
معلوم نیست وقت حضورش چو بر کسی
هر کس حکایتی به تصور چرا کنند
دردم نهفته به ز طبیبان مدعی
باشد که از خزانه غیبش دوا کنند
در دست کس چو نیست حصول لقای او
آن به که کار خود به عنایت رها کنند
حالی درون پرده ز مهرش زنند لاف
از آن زمان که پرده برافتد چها کنند
گر طالب لقای امامی به علم کوش
اهل نظر معامله با آشنا کنند
وصل امام فیض میسر نمیشود
شاهان کم التفات به حال گدا کنند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره اهمیت و عظمت امامان و نیاز به توجه و سرسپردگی به آنان است. شاعر به کنایه میگوید که کسانی که توانایی تبدیل مواد خام به اشیای گرانبها را دارند، آیا ممکن است نگاهی هم به ما بیندازند؟ او از یادآوری لحظهای از سوی امام و تاثیر آن بر زندگیاش سخن میگوید. همچنین اشاره میکند که کسانی که به امام اقتدا میکنند، باید در خدمت به خیرخواهی و معنای واقعی آن باشند. شاعر به این نکته میپردازد که دسترسی به امام و فیض او ممکن نیست، مگر با تلاش و کوشش در علم. او در نهایت تأکید میکند که شاهان معمولاً به حال گدایان بیاعتنایی میکنند و این نشان دهنده نیاز به جستجوی علمی و واقعی برای وصال امام است.