نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۸ فیض کاشانی

فیض کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

مهدی چو به عدل دست گیرد

بازار ستم شکست گیرد

چون رایت حق بلند گردد

باطل همه راه پست گیرد

علم و تقوی چون کمال یابد

جهل و عدوان شکست گیرد

این هست و شان شوند فانی

زان نیست نما چو هست گیرد

فیصل یابد همه مهمات

دستش چو گشاد بست گیرد

از پای درآورد عدو را

چون تیغ علی به دست گیرد

مستیم همه ز جام غفلت

کو محتسبی که مست گیرد

در پاش فتاده‏ام به زاری

آیا بود آن که دست گیرد

در بحر فتاده‏ام چو ماهی

باشد که مرا به شست گیرد

از فیض امام فیض شاید

جامی ز می الست گیرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به ظهور مهدی موعود اشاره می‌کند و امیدوار است که با ظهور او، عدالت برقرار شود و ظلم و باطل از بین برود. او می‌گوید که زمانی که علم و تقوی کامل شوند، جهل و ظلم شکست می‌خورند. همچنین، شاعر از حالتی شبیه مستی و غفلت سخن می‌گوید و از کسی می‌خواهد که به او کمک کند و او را از این وضعیت نجات دهد. در نهایت، به فیض و رحمت امام اشاره می‌کند و امید دارد که از این فیض بهره‌مند شود.