نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۷ فیض کاشانی

فیض کاشانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

صاحب الامر مگر باز گذاری بکند

راه بنماید و با عدل قراری بکند

در غمش هر در و لعلی که دلم داشت بریخت

مگر از گریه شادیش نثاری بکند

دوش گفتم بکند وعده وفا، قائم حق

هاتف غیب ندا داد که آری بکند

عصر خالی شده از عدل بود کز طرفی

مهدی از غیب برون آید و کاری بکند

ره ندارم بر او تا بدهم شرح غمش

مگرش باد صبا گوش و گذاری بکند

وصل او یا خبر مرگ اعادی یا عدل

یک دعائی ز کسی زین دو سه کاری بکند

تو در این غمکده ای فیض بمان روزی چند

که گذر بر سرت از گوشه کناری بکند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این غزل به انتظار ظهور صاحب‌الزمان و تحقق عدالت اشاره دارد. او آرزو می‌کند که صاحب‌الزمان بیاید و با عدالت خود، راهی را نشان دهد و دل‌های دیگران را شاد کند. شاعر از غم عمیق خود سخن می‌گوید و از محبت و وفایی که از طرف او می‌خواهد، یاد می‌کند. او با اشاره به مشکلات زمانه، به انتظار بروز مهدی موعود و تغییر در اوضاع اشاره می‌کند و در انتها به امید ماندن در این غمکده و دعا برای برطرف شدن مشکلات می‌پردازد.