نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۹ فیض کاشانی

فیض کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

گفتم کیم به طلعت تو شادمان کنند؟

گفت آن زمان که وقت شود فکر آن کنند

گفتم که چیست سرّ نهان بودن شما؟

گفت این حکایتی است که با نکته‏دان کنند

گفتم که جان دهند و رضای شما خرند

گفتا در این معامله کمتر زیان کنند

گفتم ز گفتگوی شما شاد می‏شوم

گفتا خوش آن کسان که دلی شادمان کنند

گفتم مسیح بهرچه آید ز آسمان؟

گفتا که اقتدا به امام زمان کنند

گفتم چو از جهان بروم من چه سود از آن؟

گفتا که رجعتی است که پیر و جوان کنند

گفتم که دوستان تو رجعت چرا کنند؟

گفتا که تا معاونت مستعان کنند

گفتم همیشه فیض دعای تو می‏‌کند

گفت این دعا ملائک هفت آسمان کنند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، گوینده با کیم (یک شخصیت نمادین) در مورد شادی و خوشبختی صحبت می‌کند. کیم توضیح می‌دهد که خوشی زمانی به دست می‌آید که افراد به یکدیگر فکر کنند و به یاد هم باشند. همچنین اشاره دارد که برخی رازها و حقیقت‌ها وجود دارد که تنها عده‌ای خاص می‌توانند آن‌ها را درک کنند. گوینده به معنای دعا و اثرات آن در زندگی اشاره می‌کند و کیم نیز توضیح می‌دهد که این دعاها می‌تواند برای دیگران مفید باشد و فرشتگان آسمانی بر آن تأثیر می‌گذارند. در نهایت، موضوعاتی مانند رجعت و ارتباط با امام زمان نیز مطرح می‌شود و بر اهمیت همکاری و ارتباط دوستان تأکید می‌شود.