نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۱ فیض کاشانی

فیض کاشانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند

چنان نماند و چنین نیز هم نخواهد ماند

پیام مهدی هادی رسید خوش باشید

که نقش جور و نشان ستم نخواهد ماند

شب فراق بسازید با ستمکاران

که این معامله تا صبحدم نخواهد ماند

به قسط و عدل جهان را چو ما بیارائیم

ز جور بر ورق آن رقم نخواهد ماند

سروش هاتف غیبم بشارتی خوش داد

که کس همیشه گرفتار غم نخواهد ماند

غنیمتی شمر ای فیض انتظار فرج

به نامه تو از این به رقم نخواهد ماند

چه انتظار و چه غم هین ز هاتف غیبم

رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعری که در این متن آمده است، بشارتی از امید و فرجی برای زندگی بهتر است. شاعر به مژده‌ای اشاره می‌کند که به زودی ایام غم و سختی به پایان خواهد رسید و زندگی به سمت خوشی و عدالت خواهد رفت. او از خوانندگان می‌خواهد که در برابر ستمگران مقاومت کنند و بر این باور باشد که هیچ چیز دائمی نیست و غم نیز پایدار نخواهد ماند. این شعر به امید و انتظار فرج اشاره دارد و به ما یادآوری می‌کند که باید امیدوار باشیم و لحظه‌های سخت را غنیمت شماریم.