نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۱ فیض کاشانی

فیض کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای خرم از نوید قدومت بهار عمر

پژمرد در مفارقتت لاله‏‌زار عمر

این یک دو دم که دولت دیدار ممکن است

دریاب کار ما که نه پیداست کار عمر

گیریم عمر خویش ز سر در زمان تو

روز فراق را که نهد در شمار عمر

از دیده گر سرشک چو باران رود رواست

کاندر غمت چو برق بشد روزکار عمر

بگذشت بی امام زمان روزگار ما

بر بی‏سعادتی است همانا مدار عمر

بگذشت دور آل نبی همچو نوبهار

گویی به خواب بود مرا روزگار عمر

پیش از وجود ما بگذشتند اهل بیت

بیچاره فیض هیچ ندید از گذار عمر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساسات عمیق و نوستالژیک شاعر نسبت به امام زمان و تأثیر غیبت ایشان بر زندگی بشر اشاره دارد. او از آمدن امام زمان به عنوان نوید بهار عمر یاد می‌کند و غم و پژمردگی ناشی از غیبت ایشان را تشریح می‌کند. شاعر به کوتاه بودن زمان ملاقات با امام اشاره می‌کند و از فراق و غم ناشی از آن صحبت می‌کند. در نهایت، شاعر به وضعیت بی‌سعادتی و گذر عمر بدون حضور امام می‌پردازد و حسرت زندگی بدون وجود اهل بیت را ابراز می‌کند.