نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۰ فیض کاشانی

فیض کاشانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

بلینا بالفتن فی لیلة الهجر

ظلام فیه حتّی یطلع الفجر

امامی انت بدّلها الی القدر

لتسلم فیه حتی مطلع الفجر

برآی ای صبح روشندل خدا را

که بس تاریک می‌‏بینم شب هَجر

سرآمد عمر من بی‏‌حضرت تو

فغان از این تطاول آه از این زَجر

من از شوقت نخواهم گشت فاتر

ولو ادّ بتنی بالهجر و الحجر

دلا در شوق او ثابت‌قدم باش

که در این ره نباشد کار بی‌‏اجر

وفا خواهی جفا باید کشیدن

فانّ الربح والخسران فی التجر

درخت مهرش ار در دل نشانی

که بس چینی ثمرها فیض از این شَجر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره احساس فقدان و دوری از معشوق است. شاعر در شب هجران، در تاریکی و دودلی به سر می‌برد و آرزو دارد صبح ظهور کند تا نور خدا را ببیند. او به شدت از فراق معشوق رنج می‌کشد و به عمر بی‌حضوری‌اش اشاره می‌کند. با وجود این درد و رنج، بر عشق و وفاداری‌اش تأکید می‌کند و می‌گوید که در این مسیر، باید سختی‌ها را تحمل کند. شاعر به درخت مهر و ثمرات عشق اشاره می‌کند و به امید دریافت میوه‌های این عشق پایدار است.