شمارهٔ ۸۲ فیض کاشانی
فیض کاشانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
روی بنمای اماما و ره منبر گیر
بگشا منطق و دل از در دلها برگیر
دین اسلام و شریعت که کهن گشت و خراب
یک به یک در دل ما تازه کن و از سر گیر
پر کن از امن و امان عالم آشفته ما
ظلم و طغیان و خرابی ز ممالک برگیر
بهر رفع ستم و جور به لطف شمشیر
از موالی همه نصرت ز اعادی برگیر
حقِّ آنست جهان کو همگی دشمن گیر
او چو یاری کندت روی زمین لشکر گیر
کن شفیعأ لموالیک خصوصا للفیض
چون شود کشته به پای تو ز خاکش برگیر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر شاعر از امام (رهبر دینی) درخواست میکند که به عرصه بیاید و سخنانی دلنشین و اصلاحگرانه بگوید تا معانی دین اسلام را در دلها تازه کند. او بر لزوم برطرف کردن ناپایداری و ظلم در جامعه تأکید دارد و از امام میخواهد که به یاری پیروان و مومنان بیاید. شاعر همچنین به اهمیت حمایت از مظلومان و مبارزه با ستمگران اشاره میکند و خواستار تغییر اوضاع نابسامان جامعه است. در پایان، او دعا میکند که اگر کسی در راه حق کشته شود، روحش را نزد امام محفوظ بدارد.