شمارهٔ ۸۵ فیض کاشانی
فیض کاشانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
ای صبا نکهتی از خاک در یار بیار
ببر اندوه دل و مژده دیدار بیار
یعنی از نائب حق مژده وصلی برسان
نامه خوش خبر از عالم اسرار بیار
تا معطر کنم از لطف نسیم تو مشام
نغمهای از نفحات نفس یار بیار
گردی از رهگذر سرور ارباب نظر
بهر بیتابی این دیده خونبار بیار
حال زار دل این خسته افکار بگو
خبری از بر آن مونس غمخوار بیار
روزگاریست که دل چهره مقصود ندید
لمعه نور از آن مجمع انوار بیار
بهر آرام دل فیض ز خاک در او
بیغباری که پدیدار از اغیار بیار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از نسیم صبا میخواهد که خبری خوش و معطر از معشوقش به او بیاورد. او دلش满 از اندوه است و به شدت منتظر وصال و دیدار یار خود میباشد. شاعر از صبا میخواهد که پیامی از عالم اسرار و فیض برساند تا روح و جانش را از غم و اندوه رها کند. همچنین، او به حال زار و دل خستهاش اشاره میکند و از صبا تقاضا دارد که از وضعیت محبوبش خبر دهد، چرا که مدتهاست چهره معشوق را ندیده و آرزو دارد که از آن نور و زیبایی با خبر شود.