نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۱ فیض کاشانی

فیض کاشانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

دارم از غیبت مهدی گله چندان که مپرس

که چنان زو شده‏ام بی‏سرومان که مپرس

کار تقوی و صلاح و ورع و طاعت و علم

آنقدر روی نهاده است به نقصان که مپرس

جاهل و سفله و بی‏دین همه غالب شده‏اند

اهل ایمان و خرد گشته بدان‏سان که مپرس

من به این دانش ناقص که به خود پندارم

زحمتی می‏کشم از مردم نادان که مپرس

گوشه‏گیری و سلامت هوسم بود ولی

آن‏چنان رونق دینم شده فتّان که مپرس

گفتگوهاست ز رشک و حسد این مردم را

هر کسی را غرضی این که مگو آن که مپرس

سبب غیبت مهدی ز خرد جستم گفت

فیض این قصه دراز است به قرآن که مپرس!

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر از غیبت مهدی (عج) بسیار ناراحت و گله‌مند است و وضعیت مردم را نگران‌کننده می‌بیند. او می‌گوید که تقوای مردم کاهش یافته و افراد ناآگاه و بی‌دین بر جامعه مسلط شده‌اند. نویسنده با دانش ناقص خود احساس نارضایتی می‌کند و از دردسرهای ناشی از نادانی دیگران رنج می‌برد. همچنین به اینکه گوشه‌گیری و آرامش را دوست دارد ولی اوضاع دین بسیار آشفته است، اشاره می‌کند. در این میانسای، او از گفتگوهای حسودانه و نیت‌های پلید مردم شکایت دارد و به طولانی بودن داستان غیبت مهدی و ارتباط آن با قرآن اشاره می‌کند.