شمارهٔ ۹۳ فیض کاشانی
فیض کاشانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خداوندا مرا برهان ز دنیا و شر و شورش
به فضل خود نجاتم ده ز کنج آن دل کورش
بده توفیق حکم و حکمت و اخلاص در طاعت
لقای صاحب الامر و تمتع بردن از نورش
امید وصل او دارد مرا در بند این نشأه
وگرنه زین جهان بیزارم و مکر و شر و شورش
همین خواهم که در پایش سر از دشمن بیندازم
خداوندا بده دستی که مرد افکن بود زورش
به نور مهدی هادی دل و جانم منور کن
که بس تاریک میبینم جهان بیپرتو نورش
اگر شوق وصال او نباشد در خیال من
ز تلخِ سفره دنیا بشویم دست از شورش
امامی سیدی مولای سوی فیض خود بنگر
سلیمان با همه حشمت نظرها بود با مورش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن، شاعر از خداوند درخواست نجات از سختیها و فتنههای دنیا را دارد و میخواهد که با فضل و رحمت خدا از ظلمات دلش نجات پیدا کند. او خواستار توفیق در کسب حکمت و اخلاص در عبادت است تا به ملاقات امام زمان (عج) نائل آید و از نور ایشان بهرهمند شود. شاعر به شدت به وصل امام زمان امید دارد و از دنیا و مکر و فریب آن بیزار است. او آرزو دارد که در راه خدمت به امامش از جان خود بگذارد و خواستار روشنایی دل و جانش با نور امام مهدی (عج) است. در نهایت، شاعر به عظمت و فایده امامان در زندگی انسان اشاره میکند.