شمارهٔ ۹۶ فیض کاشانی
فیض کاشانی / غزلیات / وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
در غم شوق تو سخن کس ننوشت بدین نمط
خوشتر از این کسی نگفت نیست در این سخن غلط
از هوس لقات کان زآب حیات خوشتر است
گشته روان ز دیدهام چشمه آب همچو شط
گر به هوات میدهم گرد مثال جان و دل
گاه به آب میکشم آتش شوق همچو بط
کی به غلامی خودم عز قبول میدهی
تا به مبارکی دهم بنده به بندگیت خط
کس ز غم فراق تو اشک نریخت همچو فیض
کس به هوای وصل تو شعر نگفت بدین نمط
حافظ خوش غزل سرود این دو سه بیت بهر غیر
در حق بندگان تو گشت درست این غلط
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی شوق و عشق صحبت میکند. شاعر با ابراز احساسات عمیق خود، به غم و شوقی که در ارتباط با معشوق دارد، اشاره میکند. او میگوید که هیچ کس نتوانسته است به اندازهی او از این عشق بگوید و هیچ کس اشکهایش را به خاطر فراق محبوبش نریخته است. شاعر همچنین به مقام خود در پیشگاه معشوقی اشاره میکند و از او میخواهد تا او را به عنوان بندهاش بپذیرد. در نهایت، حافظ بیان میکند که شعرش در وصف دیگری غیر از محبوبش، درست نیست و همگان بهتر است به عشق او توجه کنند.