غزل شمارهٔ ۲۵۹ فروغی بسطامی
فروغی بسطامی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
تا به رخ چین سر زلف تو لرزان نشود
همه جا قیمت مشک ختن ارزان نشود
دل یک سلسله دیوانه نجنبد از جای
حلقهٔ موی تو گر سلسله جنبان نشود
راه در جمع پراکنده دلانش ندهند
آن که در حلقهٔ زلف تو پریشان نشود
پیش صاحب نظران صورت بر دیوار است
آن که در صورت زیبای تو حیران نشود
خضر اگر بوسه زند لعل میآلود تو را
هرگز آلوده به سر چشمهٔ حیوان نشود
تا دمادم نکشد جام لبالب ساقی
سر به سر با خبر از گردش دوران نشود
تا کسی خواجگی هر دو جهان را نکند
لایق بندگی حضرت انسان نشود
تا کسی ذره صفت پاک نگردد در عشق
قابل تربیت مهر درخشان نشود
دوش با آن مه تابنده فروغی میگفت
کز دلم مهر تو پیدا شد و پنهان نشود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و تاثیر عمیق محبتی که به معشوق دارد اشاره میکند. او بیان میکند که تا زمانی که برخی شرایط برقرار باشد، ارزش و زیبایی معشوق در نظرها و دلها همچنان بالا خواهد بود. همچنین به این نکته اشاره میشود که عشق واقعی انسان را از حالت عادی و معمولی خارج کرده و میتواند او را به کمال برساند. شاعر با بیانی عاطفی و پر احساس، از نفوذ عشق و زیبایی در زندگی و دلهای عاشقان سخن میگوید.