نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۵۸ فروغی بسطامی

فروغی بسطامی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

به کویش دوش یا رب یا ربی بود

که را یارب ندانم مطلبی بود

شب و روزی که در می‌خانه بودیم

ز حق مگذر که خوش روز و شبی بود

کسی داند حدیث تلخ کامی

که جانش بر لب از شیرین لبی بود

نبودم تیره‌روز از عشق آن ماه

به چرخم گر فروزان کوکبی بود

بهای اشک سیمینم ندانست

نمی‌دانم چه سیمین غبغبی بود

رخ زیبای او در چنبر زلف

تو پنداری قمر در عقربی بود

از آن رو کافر عشقم فروغی

که عشق اولی تر از هر مذهبی بود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دربارهٔ عشق و زیبایی‌های آن است. شاعر از حالاتی صحبت می‌کند که در می‌خانه گذرانده و به خوشی و لذت روزها و شب‌هایی اشاره دارد که در کنار معشوق بوده است. او به تلخی و شیرینی عشق اشاره می‌کند و از تأثیر عمیق معشوق بر زندگی‌اش می‌گوید. همچنین، شاعر به توصیف زیبایی‌های معشوق می‌پردازد و عشق را فراتر از مذهب و عقاید می‌داند. در نهایت، عشق را به عنوان اصلی‌ترین و ناب‌ترین احساسات بشری مطرح می‌کند.