نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳ فروغی بسطامی

فروغی بسطامی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

به جان تا شوق جانان است ما را

چه آتش‌ها که بر جان است ما را

بلای سختی و برگشته بختی

از آن برگشته مژگان است ما را

از آن آلوده دامانیم در عشق

که خون دل به دامان است ما را

حدیث زلف جانان در میان است

سخن زان رو پریشان است ما را

چنان از درد خوبان زار گشتیم

که بیزاری ز درمان است ما را

ز ما ای ناصح فرزانه بگذر

که با پیمانه پیمان است ما را

ز بس خو با خیال او گرفتیم

وصال و هجر یکسان است ما را

سر کوی نگاری جان سپردیم

که خاکش آب حیوان است ما را

شبی بی روی آن مه روز کردن

برون از حد امکان است ما را

گریبان تو تا از دست دادیم

اجل دست و گریبان است ما را

به غیر از مشکل عشقش فروغی

چه مشکل‌ها که آسان است ما را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و رنج‌های ناشی از آن است. شاعر به شوق و عشق به محبوبش اشاره می‌کند و بیان می‌کند که در این مسیر چه آتش‌ها و مشکلاتی را تحمل کرده است. او از درد و بلایایی که بر عشقش آمده سخن می‌گوید و به زنگی پر از شوق و دردی که به خاطر جدایی و وصال عشق تحمل کرده، اشاره می‌کند. شاعر در نهایت می‌گوید که مشکلات ناشی از عشقش بر دیگر مشکلات زندگی‌اش غالب است و بر این اساس، زندگی را با حالتی تسلیم شده می‌نگرد.