نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۱۳ فروغی بسطامی

فروغی بسطامی / غزلیات / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

تا به در میکده جا کرده‌ام

توبه ز تزویر و ریا کرده‌ام

خرقهٔ تقوی به می افکنده‌ام

جامهٔ پرهیز قبا کرده‌ام

خواجگی از پیر مغان دیده‌ام

بندگی اهل صفا کرده‌ام

کام خود از مغبچگان جسته‌ام

درد دل از باده دوا کرده‌ام

یک دو قدح می به کف آورده‌ام

رفع غم و دفع بلا کرده‌ام

چشم طمع از همه سو بسته‌ام

قطع امید از همه جا کرده‌ام

رخش سعادت به فلک رانده‌ام

روی تحکم به قضا کرده‌ام

از اثر خاک در می فروش

خون بدل آب بقا کرده‌ام

از زره زلف گره‌گیر دوست

عقده ز کار همه وا کرده‌ام

همت مردانه ز من جو که من

خدمت مردان خدا کرده‌ام

دوش فروغی به خرابات عشق

انجمن عیش بپا کرده‌ام

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان تجربه‌های شاعر در میکده و عرق‌خواری می‌پردازد. او از توبه نسبت به تزویر و ریا صحبت می‌کند و نشان می‌دهد که به جای تظاهر به تقوا، به زندگی واقعی و تجربیات عشق و خوشی تمایل دارد. شاعر از مغان و اهل صفا یاد می‌کند که او را به بندگی خود کشانده‌اند و به خاطر نوشیدن باده، درد دل‌هایش را تسکین داده است. او با قطع امید از دنیا و مسایل دنیوی، به سعادت و خوشی بیشتری دست یافته و در نهایت به عشق و فرح در خرابات اشاره می‌کند. این شعر بیانگر جستجوی آزادی، عشق و دوری از ریا است.