نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۹۴ فروغی بسطامی

فروغی بسطامی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

محبان را نصیب است از حبیبان

من حسرت کش از حسرت نصیبان

فغان کان گلبن سرکش ندارد

سری با ناله‌های عندلیبان

مرا گویند از آن رو دیده بربند

که فارغ باشی از پند ادیبان

دلی می‌باید از آهن کسی را

که بر بندد نظر زین دل فریبان

به چشم خود اگر بینی اجل را

از آن خوش تر که دیدار رقیبان

نمی‌ماند شکیبم در محبت

چو می‌میرد یکی از ناشکیبان

کشد سر در گریبان ماه و خورشید

چو بگشایی ز هم چاک گریبان

فروزان طلعت صبح سعادت

معنبر طرات شام غریبان

فروغی را به درد عشق کشتی

خلاصش کردی از ناز طبیبان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به احساسات عاشقانه و حسرت‌های خود اشاره می‌کند. او می‌گوید که محبان از حبیبان خود بهره‌مند هستند، اما او حسرت می‌کشد. شاعر به غم و اندوهی که از دوری و فراق می‌کشد، اشاره می‌کند و می‌گوید بهتر است به دست بی‌رحمی زمان عادت کند تا رنجی دیگر را تحمل کند. در نهایت، او به عشق و درد آن که او را از ناز و ظرافت رهایی می‌بخشد، اشاره می‌کند و این درد را نشانه‌ای از عشق حقیقی می‌داند.