نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۰ فروغی بسطامی

فروغی بسطامی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

کاش آن صنم آماده شدی جلوه‌گری را

در پرده نشاندی صنم کاشغری را

گر جعد تو مویی فکند بر سر آتش

احضار کند روح هوا فوج پری را

از منظر خورشید تو گر پرده برافتد

هر ذره کند دعوی صاحب‌نظری را

هر گه که چو طاوس خرامی عجبی نیست

گر طوق به گردن فکنی کبک دری را

تا خط تو بر صفحهٔ رخسار ندیدم

واقف نشدم فتنهٔ دور قمری را

گر پای نهی از سر رحمت به گلستان

درهم شکنی رونق گل‌برگ طری را

چون سرو قباپوش تو در جلوه درآید

البته پری شیوه کند جامه دری را

کحال صبا از اثر گرد قدومت

از نرگس شهلا ببرد بی‌بصری را

هر کس که دم از حور زند عین قصور است

گفتن نتوان با تو حدیث دگری را

پیغام فروغی نرسد بر سر کویت

که آنجا گذری نیست نسیم سحری را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوقه‌اش اشاره می‌کند و آرزو می‌کند او برای نمایش زیبایی‌اش آماده شود. شاعر در وصف موها و زیبایی‌های او به تصویر کشیدن قدرت جذب و تأثیر آن بر روح و دل می‌پردازد. او معتقد است که اگر این زیبایی‌ها پنهان شود، همه چیز به ستایش و رقابت برمی‌خیزد. شاعر از زیبایی و جذابیت معشوقه‌اش به عنوان عاملی برای شکوفایی و رونق احساسات یاد می‌کند و نشان می‌دهد که زیبایی او باعث می‌شود حتی گل‌ها و طبیعت هم تحت تأثیر قرار گیرند. همچنین، شاعر به وجود مشکلات ارتباطی بین او و معشوقه‌اش اشاره می‌کند و می‌گوید که پیغام عشقش به راحتی به او نمی‌رسد. در کل، شعر به زیبایی و عشق و مشکلات ناشی از آن پرداخته است.